سفارش تبلیغ
صبا
تاریخ : پنج شنبه 87/1/22 | 1:57 صبح | نویسنده : روح الامین
وقتی که از چرخ و فلک پیاده می شوید، چه اتفاقی می افتد ؟

img/daneshnameh_up/6/65/fa01.jpg

وقتی که به جسم دواری می نگرید، رد یاب
حرکتی چشم شما خسته می شود . و وقتی که به اطراف نگاه کنید ، به نظرمی آید
که همه چیز در دنیای اطرافتان بطرف شما می آید( یا از شما دور می شود) .

وسایل مورد نیاز

  • مقوا
  • چسب مایع یا نواری
  • دیسک نمونه
  • یک وسیله ی چرخنده ( گرامافون ، مته برقی با سرعتهای مختلف ، مته دستی و یا غیره )

شرح آزمایش

از تصویر دیسک اسرار آمیز یک کپی تهیه کرده و با استفاده از چسب نواری یا چسب مایع روی مقوای دایره
شکلی بچسبانید و سپس مقوای دایره شکل را به مرکز وسیلهُ چرخانتان وصل کنید
. دستگاه گرامافون با دوره چرخش 45 یا 78 دوردر دقیقه برای این کار بسیار
مناسب است . بعد از اینکه وسیله ی چرخنده را به گردش درآوردید ، به مدت 15
ثانیه به مرکز دیسک نگاه کنید .
سپس نگاه خود را از دیسک برداشته و
به دیواریا شخص نزدیکی بنگرید . توجه کنید که شخص یا دیوار به نظر منقبض و
یا منبسط می شوند ، به نظر می رسد که شخص مورد نظر به سمت شما هجوم می
آورد یا از شما دور می شود.
اگر می توانید تلاش کنید تا دستگاه
چرخنده خود را در جهت مخالف به چرخش درآورید. حالا وقتی نگاه خود را از
دیسک برمی دارید چه اتفاقی می افتد ؟



چه اتفاقی در حال وقوع است؟

سیستم دیداری شما به حرکاتی که به سمت درون
یا بیرون باشد حساس است . وقتی به اجسامی که به مرکز میدان دیدتان نزدیک
یا دور می شوند می نگرید ، سلولهای عصبی ای که در قشای دیداری شما قرار
دارند، بیشتر تحت تاُ ثیر قرار می گیرند . با نگاه کردن به یک جسم ساکن ،
سیگنال هایی با یک قدرت به مغز شما می رسد و وقتی شما به جسم در حال حرکتی
خیره می شوید ، قسمتی از این سلولها خسته می شوند و وقتی به دیوار خیره
شوید قسمت دیگری از سلولها که کار نکرده اند ، سیگنالهای قوی تری نسبت به
قسمت خسته، به مغز ارسال می کنند .
بطور مثال اگر وسیله ی گرداننده
در جهت دور شدن از شما ، می چرخد ، وقتی نگاهتان را از آن بر می دارید و
به دیوار نگاه می کنید ، بنظر می رسد که دیوار به شما نزدیک می شود . وقتی
دستگاه گردانتان را در خلاف جهت بگردانید ، آنگاه بنظر می رسد که جسم به
شما نزدیک، و دیوار از شما دور می شود .

ضمیمه

کنار آبشاری بایستید و به نقطه ای درون آبشار بمدت یک دقیقه بنگرید . سپس به صخره ای کنار آبشار نگاه کنید . چه چیزی می بینید؟
خواهید
دید که صخره به سمت بالا می رود . این حرکت ظاهری مربوط به خستگی بخشی از
سیستم دیداری شما می شود که حرکت بالا رونده و پایین رونده را آشکار می
کند.



تاریخ : پنج شنبه 87/1/22 | 1:52 صبح | نویسنده : روح الامین
به احتمال زیاد بقایای گروهی از کهکشان‌ها
هستند که در گذشته نه چندان دور با یکدیگر ترکیب شده‌اند و اکنون یک مجموع
فسیل را تشکیل می‌دهند.و کهکشان‌های کوتوله‌‌ای که آن را احاطه کرده‌اند 

NGC
1132 در فاصله تقریبا 320 میلیون سال نوری در صورت فلکی نهر، متعلق به
دسته کهکشان‌های بیضوی غول‌پیکر است. و به احتمال زیاد یک تجمع عظیم
کهکشانی این فسیل کیهانی را پدید آورده است. در این تجمع، برخورد پی در پی
کهکشان‌ها یک کهکشان بزرگ و درخشنده بیضوی به وجود آورده که از کهکشان‌های
معولی نوع بیضوی درخشنده‌تر است.

در نور مرئی،‌1132 NGC یک
کهکشان بیضوی منفرد و دور افتاده به نظر می‌رسد. اما،‌ مطالعات نشان
می‌دهد که 1132 NGC در هاله‌ای از ماده تاریک قرار دارد که مقدارش با ماده
تاریک خوشه‌هایی که ده‌‌ها یا صدها کهکشان دارند قابل مقایسه است.
همچنین،‌1132 NGC‌ تابش قوی پرتو X دارد که منبع آن حجم زیادی از گاز داغ
است. این حجم گاز غالبا در کهکشان‌های خوشه‌‌ای یافت می‌شود. تابش پرتو X
در1132 NGC به محدوده‌‌ای از فضا گسترش می‌یابد که 10 بار وسیع تر از شعاع
کهکشان در نور مرئی (120000 سال نوری)‌ است. این شواهد نشان می‌دهند که
1132 NGC نه یک کهکشان منفرد که یک کهکشان خوشه‌‌ای است.

منشاء
این گروه فسیل شده هنوز ناشناخته است. محتمل‌ترین توضیح این است که یک
کهکشان به طور افسارگسیخته هر آنچه اطراف خود بوده را بلعیده و حاصل نهایی
این بلعیدن، گروه فسیل شده است. توضیح دیگر این است که شاید این گروه
پدیده‌های کمیابی باشند که در جایی یا در زمانی تشکیل شده‌اند که رشد
کهکشان‌های با اندازه متوسط تا حدی متوقف شده و تنها یک کهکشان بزرگ شکل
گرفته است.


Image


در این تصویری که تلسکوپ فضایی
هابل آن را تهیه کرده،‌ هزاران خوشه کروی و قدیمی از کهکشان‌ها 1132 NGC
را احاطه کرده‌اند. این کهکشان‌ها احتمالا بازمانده کهکشان‌هایی هستند که
1132 NGC آنها را بلعیده است. در زمینه عکس کهکشان‌های بسیار دور هم دیده
می‌شوند. دانشمندان با استفاده از تلسکوپ‌های فضایی محیط اطراف
کهکشان‌هایی مانند 1132 NGC را مطالعه می‌کنند تا با تحلیل خواصشان چگونگی
تشکیل آنها را دریابند.

کهکشان‌های بیضوی ظاهری یکنواخت و هموار
دارند. صدها میلیون تا صدها تریلیون ستاره دارند و شکلشان از تقریبا کروی
تا بیضوی بسیار کشیده متغیر است. درخشش زردفام این کهکشان‌ها نشان سن
زیادشان است. از آنجا که کهکشان‌های بیضوی گاز سرد زیادی ندارند،
نمی‌توانند بیش از این ستاره تولید کنند.

بسیاری از کهکشان‌ها،
از جمله کهکشان راه شیری،‌ در گروه‌هایی قرار دارند که به دام گرانش
یکدیگر افتاده‌اند. گاهی گرانش باعث می‌شود کهکشان‌ها با یکدیگر برخورد
کنند و حتی در قالب یک کهکشان منفرد با هم ترکیب شوند.

شواهد
محکمی وجود دارد که نشان می‌دهد‌ راه شیری هم یک کهکشان‌‌‌خوار بوده که در
طی عمر خود تعداد زیادی از کهکشان‌های کوچکتر را بلعیده و ستاره‌هایشان را
از آن خود کرده است.



تاریخ : پنج شنبه 87/1/22 | 1:47 صبح | نویسنده : روح الامین
دو هفته نامه
علمی تخصصی - هوا.فضا میباشد که توسط جمعی از متخصصین مرکز STI سازمان
فضایی آمریکا (NASA ) هر دو هفته در فرمت PDF در اختیار علاقه مندان قرار
میگیرد . این دو هفته نامه بسیار جذاب به بررسی جدیدترین خبرهای علوم
هوا.فضایی و شاخه های مربوطه علمی دیگر میپردازد ؛ از جمله علوم زمین
شناسی، فیزیک، ریاضیات و کامپیوتر، علوم مهندسی و ... میباشد .

برای دریافت این دو هفته نامه ها در فرمت پی.دی.اف و به صورت رایگان بر روی لینک زیر کلیک کنید :

http://www.sti.nasa.gov/Pubs/star/star.html

برای دریافت شمارگان قدیمی
این مجله که مربوط به سال های 1996 - 2004 میباشد باید به مسئول مربوط این
مجله ایمیل زده و آن ها را درخواست بفرمایید ؛ به زبان انگلیسی در خواست
خودتون رو مطرح بفرمایید .




تاریخ : پنج شنبه 87/1/22 | 1:46 صبح | نویسنده : روح الامین

مقدمه:

در این مقاله تعدادی از محاسبات اثرات نسبیتی  به
طوری که به مقدار واقعی خود نزدیک باشد و نیاز به دانستن ریاضیات پیشرفته
نداشته باشد، جمع آوری شده و همچنین به طور موازی سعی دارد که تصور
خواننده را راجع به مفاهیم و ریاضیات نسبیت به گونه ای تغییر دهد که
دشواری نسبیت را فراموش کند و با وارد شدن به دنیای ریاضیات ،زیبایی های
نسبیت را نه با قصه های نسبیتی حاصل از تحلیل دیگران ،بلکه با تحلیلی که
خود از نتایج ریاضی می کند،درک نماید.

روند
پیدایش یک نطریه در سطح نظریه ی نسبیت ،با نتایج دور از انتظاری که به بار
می آورد،به نظر عجیب می آید و نبوغ نظریه دهنده را در فهمیدن نتایج دور از
انتطاری که به ذهن کسی نمی رسد، میدانند، در این مقاله این تفکر نیز تا
حدودی مورد شک قرار گرفته و پیدایش یک نظریه را در یک زمان معین ،نه تنها
محتمل،بلکه لازم می داند، مثل اینکه سیبی که از بالا رها می شود، افتادنش
با درصد بسیار بالایی، در آن لحظه محتمل است.

عناوین:

- سوال ساده ای که ساختمان عظیمی را فرو ریخت!

 

- مثالی از یک محاسبه ی نسبیتی، قبل از نسبیت

 

- شانس به کسی روی می آورد که به شانس اعتقادی نداشته باشد!

- انتقال به سرخ گرانشی

 

 - عقل،اگر لازم باشد تعریف عقل سلیم را تغییر می دهد،نگران فهمیدن نباشید!

 

- همه چیز فقط  با یک اختلاف کوچک آغاز می شود

 

- تحول آنقدرها هم که فکر می کردیم عظیم نبود!

 

- نسبیت اول اشکالات را برطرف می کند بعد معلوم می شود که آن اشکالات وجود داشته اند

 

- یک سوال از هزاران سوال

 

- نسبیت هم رفتنی است

 

سوال ساده ای که ساختمان عظیمی را فرو ریخت!

 

همه
چیز با یک سوال آغاز شد :"اگر دستگاهی با سرعت نور حرکت کند و باریکه ای
از نور در دستگاهی دیگر در جریان باشد ،این باریکه در دستگاه اول چگونه
است؟"

ابتدا هدف فقط پاسخ دادن به این سوال بود و نه چیز دیگری.

ذهن اینشتین  که درگیر این سوال بود ،او را به معادلات ماکسول رهنمون کرد. نتیجه ی این معادلات ،اصل ثابت بودن سرعت نور را در خلاء نشان می دهد.

جسارتی که اینشتین داشت به او این جرئت را داد تا اصولی برای دنیای خویش برگزیند.

این اصول به قرار زیرند:

*سرعت نور در همه ی دستگاه های لخت ثابت و برابر 8^10*3 متر بر ثانیه است.

*سرعتی بیشتر از سرعت نور نمی تواند وجود داشته باشد.

او پاسخ سؤال را داده بود! وشاید به نتایج در نظر گرفتن این اصول فکر نکرده بود.

از طرفی محاسبه ی تأثیرات گرانش ماده بر نور از یک قرن پیش شروع شده بود ،خصوصاً  اینکه نیوتون و هم کیشانش علاقه داشتند که نور جریانی از ذرات باشد.




تاریخ : پنج شنبه 87/1/22 | 1:42 صبح | نویسنده : روح الامین
عکس گرفته شده بخشی از یک شبیه سازی ابر
رایانه از جهان است که منطقه نا همواری را نشان می دهد که هر سطح ان 1.5
میلیارد سال نوری وسعت دارد.درمرکز این منطقه نا هموارشیء درخشانی به صورت
یک خوشه ی کهکشانی که حدود یک میلیون میلیارد برابرجرم خورشید است ، وجود
دارد. در بین رشته هایی که بیشترین جرم جهان را اندوخته اند و بسیار بزرگ
هستند ، محدوده ی خلاء، تقریبا خالی از ماده است.

ماده گمشده


 
بر طبق مطالعات جدید ابر رایانه به وسیله ی یک تیم از دانشگاه
CU-Boulder بسیاری از توده گازی جهان,دربافت پیچیده ای ازرشته های کیهانی
شکل گرفته است که به اندازه ی صدها میلیون سال نوری گسترش یافته است.
 
پروفسور
جک برنز از بخش فیزیک نجومی و وزارت علوم نجومی می گوید: مطالعات نشان
داده است که قسمت قابل توجهی از گاز در رشته ها یی--که خوشه های کهکشانی
را به هم متصل می کنند--از مشاهده مسقیم در ابر های گازی عظیم در فضای بین
کهکشانی شناخته شده به عنوان محیط داغ گرم ترشده میان کهکشانی warm-hot 
intergalactic medium or WHIM پنهان شده است.


این تیم یکی از بزرگترین شبیه سازیهای ابر رایانه ای را از نظام
کیهانی ارائه کرده است که2.5درصداز جهان مرئی را با استفاده از رایانه
برای مدلسازی منطقه ای که بیش از 1.5میلیارد سال نوری طول دارد را پر
میکند.یک سال نوری حدودا برابر با شش تریلیون مایل است.
 
مقاله ای
با این موضوع در Decمنتشر خواهد شد. شماره 10 ژورنال اف آستروفیزیکس
.علاوه بر گفته های برنز، این مقاله توسطCU-Boulder با همکاری اریک هالمن
از انجمن فیزیک امریکا،اشیا از آزمایشگاه بین المللی لوس آلاموس،دیگو و
هارکنس از مرکز ابرمحاسباتی سن دیگو تالیف شده است.
 
برنز می گوید:
این موضوع محققان را نزدیک به یک دهه برای تولید یک کد فوق العاده پیچیده
ی کامپیوتری که شبیه سازی را دسته بندی می کند درگیر کرد که در واقع تمام
حالات فیزیک شناخته شده، از جهان گذشته نزدیک به انفجار بزرگ را یگانه
میکند.این شبیه سازی -- که از تکنیکهای عددی پیشرفته برای بزرگنمایی روی
ساختارهای جالب در جهان استفاده میکند-- حرکت ماده را وقتی که به علت
گرانش متلاشی شده و به قدر کافی چگال شده را به فرم رشته های کیهانی و
ساختارهای کهکشان مدلسازی کرده است.
 
برنزمی گوید: ما این را به
عنوان یک تحول واقعی در طول تکنولوژی و پیشرفتهای علمی می بینیم.ما
معتقدیم که این تلاش برای ما یک قدم قابل توجهی نزدیک به فهم جزء اصلی و
بنیادی جهان است.
 
برنز می گوید: بر طبق یک مدل کیهان شناختی
استاندارد، جهان شامل%25ماده ی تاریک و%70انرژی تاریک و%5ماده ی معمولی
است.ماده معمولی عمدتاشامل باریونها-هیدروژن ، هلیوم و عناصر سنگین تر است
و مشاهدات نشان میدهد که حدود %40از باریونها برای ما غیر قابل توجیه
هستند.بسیاری از اختر فیزیکدانان بر این باورند که باریون های گمشده در
محیط داغ میان کهکشانی گرم تر شده (WHIM)هستند.
 
برنز کسی که همراه با هالمن در مرکز نجوم فضایی و فیزیک نجومی CU-Boulderهمکاری می کند، می گوید:
در
سالهای آینده ،من معتقدم که این رشته ها ممکن است با استفاده از تلسکوپ
های مدرن در(WHIM) قابل کشف باشند.ما فکر می کنیم ،زمانیکه شروع به دیدن
این رشته ها کنیم و طبیعت آنها را بفهمیم بیشتر در باره باریونهای گم شده
در جهان یاد خواهیم گرفت.
 
دو عدد از تلسکوپ های اصلی که
اخترفیزیکدانان در تحقیقاتشان برای (WHIM) استفاده خواهند کرد،یکی تلسکوپ
10 متری در قطب جنوب درآنتاراکتیکا و دیگری تلسکوپ Cornell-Caltech
AtacamaیاCCAاست که در بیابان اتاکاما ی چیلی ساخته شده
است.دانشمندانCU-Boulder در هر دو مشاهده همکاری کرده اند.
 
تلسکوپ
CCA پرتوهایی را ازطول موج های زیر میلی متری که بلند تر از امواج مادون
قرمزاما کوتاه تراز امواج رادیویی هستند، جمع اوری خواهد کرد.این داده ها
منجمان را قادر به عقب رفتن در زمانی که اولین کهکشان ها پدیدار شدند
خواهد ساخت. تنها یک میلیارد سال نوری یا بیشتر،بعد از انفجار بزرگ-- به
آنها اجازه می دهد که در مورد تحولات ابتدایی و فرایند شکل گیری این
کهکشانها اطلاعاتی بدست اورند.
 
برنزمی گوید:تلسکوپ قطب جنوب طول
موج های میلی متری وزیر میلی متری وریزموج از یک طیف را نمود می کند که
برای تحقیق مورد استفاده قرار می گیرد،از جمله موارد دیگر،پرتوی باقی
مانده ی ریز موج کیهانی - باقی مانده های سرد شده از انفجار بزرگ،محققان
امیدوارند که با استفاده از این تلسکوپ ها گرمای پرتوی باقی مانده ی
کیهانی راوقتی که در میان (WHIM) در حرکت است تخمین بزنند و از تغییرات
دمای پرتو به عنوان یک نوع ردیاب در رشته های عظیم استفاده کنند.
 
تیم
رهبریCU-Boulder یک کد رایانه ای را برای تمام 500،000 پردازشگر دو مرکز
ابر رایانه ساعتها  به کار انداخت-مرکزابر رایانه سن دیگو و مرکز بین
المللی برای کاربردهای ابر محاسباتی در دانشگاهUrbana-Champaign-این تیم
حدود 60 ترا بایت از داده ها را در خلال محاسبات ایجاد کرده است،که با3-4
برابر نسخه های دیجیتال در کل ظرفیت کتابخانه ی کانگرس در ایالت متحده هم
ارز است.
 
برنزمی گوید:یک کد کامپیوتری سطح بالاکه برای شبیه سازی
جهان استفاده می شودهمانند به کدی است که برای شبیه سازی پیچیده ی
ابررایانه از جو و تغییرات آب و هوایی زمین استفاده می شود،نظر به اینکه
هر دو تحقیق به سختی، روی شاره ی دینامیکی متمرکز می شوند.
 
نشریه
فیزیک نجومی به وسیله سازمان ناسا و سازمان علمی بین المللی و وزارت انرژی
ایالت متحده از طریق آزمایشگاه بین المللی لوس آلاموس پشتیبانی شده است.




تاریخ : سه شنبه 87/1/20 | 5:15 عصر | نویسنده : روح الامین

دانشمندان بر این باورند که کائنات در 15 بیلیون سال پیش در پی پدیده ای عظیم، به نام بیگ بنگ (انفجار بزرگ) به وجود آمده است. تمامی فضا، زمان، انرژی و موادی که امروزه جهان ما را تشکیل می دهند در پس این انفجار بزرگ ایجاد شده اند. دنیای پیش از بیگ بنگ یک دنیای بینهایت کوچک، فشرده و داغ بوده است. در نخستین کسرهای ثانیه اول فقط انرژی وجود داشت. هنگامی که دنیا شروع به بزرگ شدن و سرد شدن نمود، چهار نیروی اولیه (گرانش، الکترو مغناطیس، نیروی ضعیف و نیروی قوی پیوندهای هسته ای) ظاهر شدند. کوارک ها و سپس ذرات اتمی و ذرات ضد آنها (ضد مواد) به عرصه پیوستند. ماده و ضد ماده در مجاورت یکدیگر همدیگر را خنثی کرده(با برتری جزئی ماده نسبت به ضد ماده) و تولید انرژی و ماده اولیه یعنی هیدروژن و هلیوم نمودند. پس مانده ضعیف گرمای ناشی از بیگ بیگ همچنان در سراسر آسمان دیده می شود. کهکشانها در ابتدا توزیع انرژی و ذرات در کل جهان یکسان نبود. این ناهمگونی ها این امکان را به انواع نیروها داد تا بتوانند ذرات را گردآوری و متمرکز کنند. این توده سازی و متمرکزسازی آغاز شد تا ساختارهای پیچیده تر به وجود آیند. تمرکز ذرات منجر به پدیدار شدن غبارها در آسمان گردید و سپس غبارهای فشرده و متمرکز تبدیل به ستاره ها و مجموعه های ستارگان شدند. مجموعه هایی که به آنها کهکشان می گوییم. از حرکت و گردش کهکشانها پیداست که ستارگان و گازهای پراکنده و غبارها یی که در یک کهکشان قابل مشاهده هستند تنها یک دهم جرم کل یک کهکشان را تشکیل می دهند و بیشتر جرم یک کهکشان مربوط به بخش غیر قابل مشاهده ایست که اصطلاحا جرم پنهان خوانده می شود. این بخش نامرئی راز سرنوشت کائنات را در بر گرفته است. آیا کائنات تا ابد به انبساط خود ادامه خواهد داد یا اینکه در اثر نیروهای گرانشی که مقدار آن تا به امروز در جرم پنهان مخفی مانده پس از دوره انبساط دوران انقباض را آغاز خواهد نمود. از دیدگاه توسعه و بسط حیات، آنچه اهمیت دارد این است که هر کهکشان یک کارخانه ستاره سازیست که ستاره ها ی خود را از غبارها و ابرهای عظیم تولید می کند. هر ستاره یک کارخانه شیمیاییست که در آن عناصر سبک به عناصرسنگین تر و پیچیده تر تبدیل می شوند و حیات نیز مجموعه ایست از همین عناصرو مولکول های پیچیده. نوع کهکشانها با محاسبه چگونگی توزیع ستارگان و درخشش یا تاریکی آن مشخص می شود. ابرهای عظیم مولکولی بیشترین ساکنین کهکشانها ابرهای عظیم مولکولی هستند که مواد اولیه برای تشکیل ستاره ها و سیارات را در بردارند. ابری با ضخامت 300 سال نوری (هر سال نوری برابراست با حدود 10 تریلیون کیلومتر) جرم کافی برای ساخت ده هزار تا یک میلیون ستاره، هر یک به اندازه جرم خورشید ما را دارد. 10 درصد از این ابر چگالی کافی برای تشکیل چند صد تا چند هزار ستاره را دارد.عمر این ابرها بین 10 تا 100 میلیون سال است و بعد از آن از هم می پاشند. تشکیل عناصر در ستارگان غبارها و تولد ستارگان گرانش بر ذرات خاصی اثر می گذارد تا مجموعه ای از ذرات را ایجاد نماید که آنها خود جذب کننده ذرات دیگرند.

TinyPic image

در شرایط مناسب، گرانش، قدرت غلبه بر نیروهای مخالف خود را پیدا می کند و توده ای از غبار را تولید می کند که به اندازه کافی، برای آفرینش یک ستاره، فشرده است. اما این ستاره جوان احتمالا هنوز در نور مرئی آشکار نیست. این ستاره در میان پوششی از غبار غلیظ و مات احاطه شده است. زمانیکه ستاره غبار اطرافش را پراکنده می کند، توسط دوربین های مادون قرمز به صورت نقطه ای سوزان در بین یک ابر غلیظ مولکولی قابل رویت می شود. در نهایت بادهای ستاره ای پس مانده غبارها و ابرها ی مولکولی را کنار می زنند و در این زمان با تلسکوپ های اپتیکال نیزقابل رویت خواهد بود. ستارگان بالغ و ترکیبات هسته ای ستارگان جوان در عرصه تلاش برای حفظ تعادل بین نیروی گرانش، که سعی در فرو کشیدن ستاره دارد و فشارهای ناشی از فعل و انفعالات هسته ای درون خود، که سعی در از هم پاشیدن ستاره دارد قرار می گیرند. ستاره ها ی بالغ به آن تعادل دست پیدا کرده اند و تقریبا همه عمر خود را در تعادل سپری می کنند. اندازه ستاره، رنگ آن، درخشش آن و حتی طول عمر آن ارتباط مستقیم با جرم ستاره دارد. ستاره ها یی با جرم کمتراز خورشید ما کوتوله ها ی قرمزی می شوند که تا چندین بیلیون سال زنده اند. ستاره ای به اندازه خورشید 10 بیلیون سال زندگی می کند و ستاره ها ی غول پیکر همه سوخت هسته ای خود را در ظرف چند میلیون سال با شدت تمام می سوزانند. ستاره ها همه عمر در هسته خود هیدروژن را سوزانده و به هلیم تبدیل می کنند. در ادامه هلیم نیز به قدری فشرده و داغ می شود که به عناصر سنگینتر تبدیل می گردد. این چرخه تبدیل ادامه دارد. چرخه ای که هر لایه آن انرژی و گرمای بیشتر و بیشتری می طلبد. این انرژی از انفجارهای ناشی از فعل و انفعالات لایه های زیرین تامین و منجر به تشکیل عناصر سنگین و سنگین تر می شود. گرمای زیادی که در ستاره ایجاد می شود آن را متورم می کند. مرگ ستاره در نهایت سوخت هسته ای همه ستارگان روزی تمام می شود. آنها تعادل خود را از دست می دهند طوریکه نیروی گرانش غالب می شود. تفاوت جرم ستارگان باعث تفاوت در مرگ آنها نیزمی شود. ستاره های کم جرم به آرامی باقیمانده سوخت خود را سوزانده و می میرند. ستاره هایی به اندازه خورشید، به سرعت به یک کوتوله سفید به اندازه زمین تبدیل می شوند. لایه بیرونی ستاره که از اتمهایی تشکیل شده که در فرایند تبادلات هسته ای به وجود آمده اند، از آن جدا شده و به شکل ذرات در عرصه بی انتهای آسمان رها می شوند. هسته یک ستاره غول پیکر تقریبا به شکل آنی منفجر می شود. هسته به سمت بیرون پخش میشود و با ذراتی برخورد میکند که به سمت درون ستاره کشیده شده اند. این برخورد با تولید انرژی انبوهی همراه است که هم عناصر سنگین موجود در کائنات را پدیدار می نماید و هم منجر به تکه تکه شدن ستاره می شود. این انفجار ابر نواختر، منشا اولیه همه عناصر سنگین یافت شده در اجرام، ستاره ها، سیاره ها و فضاهای میان کهکشانهاست. در اعماق سرد فضا، عناصری مانند کربن، اکسیژن و نیتروژن می توانند با عنصر اولیه یعنی هیدروژن ترکیب شده و مولکولهای پیچیده ای را بسازند مخصوصا در فضاهای با چگالی و غلظت بالاتر که امکان برخورد ذرات به یکدیگر بیشتر است. تعداد بسیار زیادی از انواع مولکولهای پیشرفته، به خصوص مولکولهایی که اتم کربن در ترکیب آنها حضور دارد، در فضای میان ستارگان یافت شده است. شکل گیری سیارات صفحات سیاره ای مرحله شکل گیری یک سیاره ممکن است که به صورت یک صفحه درخشنده و یا تاریک در مقابل یک جرم آسمانی درخشان به چشم آید. برخی از این صفحات در انبوه گاز و غبار مخفی و تنها در نور مادون قرمز نمایان می شوند. صفحات سیاره ای دیگر به صورت گرده های ذراتی شبیه به ستاره های دنباله دار دیده می شوند که در اثر وزش بادهای ستاره ای شکل گرفته اند. وسعت هر یک از این مناطق سیاره خیز بیش از 20 برابر منظومه شمسی ما است. همه ذرات و مواد موجود در صفحات سیاره ای در یک جهت در حال چرخش به دور یک ستاره می باشند. محتویات صفحات سیاره ای، شامل مولکول های پیچیده ای است که برخی از آنها تنها در شرایط موجود دراین گونه صفحات به وجود می آیند و برخی مولکولهایی هستند که در فضاهای میان ستاره ها و کهکشانها نیز یافت شده اند. تشکیل اجرام ضمن گردش صفحات به دور ستاره، گرانش به انبوه این ذرات اجازه تشکیل اجرام کوچک را می دهد. فلزات سنگین و سیلیکاتها در معرکه داغ محدوده نزدیک به ستاره نیز دوام می آورند اما ذرات سبک تر و مولکول های فرار از جمله آب و گاز هیدروژن در قسمتهایی از صفحه که از ستاره دورتر است امکان ادامه حیات دارند. توده ها ی ذرات سنگین پس از اینکه جرم کافی به دست آوردند شروع به سخت شدن می نمایند و در اثر برخورد و تصادم ذرات با آنها رفته رفته اجرام بزرگی می شوند. سرانجام این توده ها و اجرام با یکپارجه شدن و جذب گازها و غبار اطراف بر فضای خود مسلط می شوند. شکل گیری سیاراتی چون زمین و مشتری اختلافات ماهرانه در توزیع ذرات بین قسمتهای مختلف یک صفحه سیاره ای تعین کننده مکان و بزرگی سیارات در آن صفحه است. اجرام کوچک صخره ای و فلزی درمنظومه شمسی سیاره ای همچون زمین را به شکل گدازان پدید آورده اند. در پی سرد شدن این سیارات لایه های سخت آنها تشکیل می شود. احتمال می رود که با گذشت زمان همه بخشهای این سیارات منجمد گردد. این سیارات تحت بمباران های اجرام کوچک صخره ای قرار می گیرند که حامل عناصر و مولکولهایی از جمله مهمترین عنصر شناخته شده حیات یعنی آب می باشند. اجرام سرد و یخی که در فاصله بیشتری از خورشید قرار داشتند سیاره ای چون مشتری را به وجود آورده اند. این سیارات ممکن است دارای هسته های فلزی و سخت باشند ولی سطح خارجی آنها به شکل مایع و پوشیده از لایه های گازاست. ساختار سیاره ای چون مشتری بسیار شبیه ستاره ایست که گرد آن در گردش است. این سیارات نیز مدام تحت آماج برخوردهای اجرام کوچک قرار می گیرند. کیمیای حیات در ساختار کائنات و بالطبع سیارات، مولکولهای پیچیده کربن و اسیدهای آمینه، دورکن اصلی تشکیل حیات، وجود دارند. با انتشار دقیق و ترکیب این اجزا و ذرات اولیه، طبیعت قادر به ساخت DNA شالوده اساسی حیات و زندگی در کره زمین گردیده است. چگونگی و شرایط ترکیب این اجزا هنوز در حال بررسی است. اما این حقیقت که این ترکیب در حال حاضر صورت گرفته و منجر به ایجاد حیات در کره زمین شده است و با در نظر گرفتن زنجیره ذرات در کائنات، رخ دادن این گونه ترکیبات و در نتیجه وجود حیات در قسمتهای دیگری از کائنات همواره امکان پذیر می باشد.




تاریخ : یکشنبه 87/1/18 | 6:6 عصر | نویسنده : روح الامین
ش

اگر خلقت کیهان آگاهانه و هدفمند است ، آیا خالق پیغامی از خود بجای گذاشته که بواسطه آن بتوان به رمز آفرینش هستی پی برد؟

طی مقاله ای که توسط استفان هسو فیزیکدان دانشگاه اوریگان و آنتونی زی فیزیکدان دانشگاه کالیفرنیا (سانتا باربارا) در مجله اختر فیزیک چاپ شد یک
ایده در این مورد مطرح کردند: اخترشناسان می توانند در میان پس زمینه ریز
موج کیهانی (cosmic microwave background) که
پژواک مهبانگ است بدنبال پیغامی از خالق باشند. این فیزیکدانان می گویند
تحقیق ما با طرح این پرسش کاملاً علمی که در واقع اگر پیغامی وجود داشته
باشد این پیغام و واسطه آن چیست سعی در پاسخ به آن دارند. هسو و زی می گویند خالق ناحیه انبساط را بگونه ای میزان و تنظیم کرده تا یک پیام
دوگانی را در نقاط گرم و سرد پس زمینه ریز موج کیهانی رمزگذاری کند. ناحیه
انبساط منطقه ای که مسئول انبساط کیهان اولیه است. این دو دانشمند می
گویند که پس زمینه ریز موج مانند "تابلوئی بسیار بزرگ در گستره آسمان است"
که برای تمامی تمدنها در تمامی کهکشانها قابل رویت است. به دلیل اینکه
مناطق مختلف کیهان آنقدر از هم فاصله دارند که نمی توان تصور کرد ارتباط
آنها بطور اتفاقی صورت گرفته بنابراین فقط یک خالق یکتا می تواند پیغامی
را در این پس زمینه قرار دهد که برای تمامی تمدنها قابل ردگیری باشد. در
نظر گرفتن تعداد محدود نواحی ناهمگن آسمان ، هسو و زی محاسبه می کنند که
این پیغام می تواند محتوی 100.000 بیت (bit) اطلاعات
باشد. برای مثال یک چنین پیغامی ممکن است قوانین بنیادی فیزیک را آشکار
کند. پژوهشهای فعلی مانند کاوشگر ویلکینسان «که دمای پرتو این پس زمینه را
با دقت بالائی اندازه می گیرد» تفکیک زاویه ای و حساسیت کافی برای ردگیری
نوسانات حرارتی محدودی که این پیغام را رمزگذاری کردند را در اختیار
ندارند. اما تجهیزات آینده ممکن است توانائی انجام این کار را داشته
باشند. این فیزیکدانها اصرار دارند که دانشمندان داده های بعدی مربوط به
پس زمینه ریز موج را برای یافتن الگوهای احتمالی تجزیه و تحلیل کنند.
داگلاس اسکات و جیمز زیبین از دانشگاه بریتیش کلمبیا در کانادا طی مقاله
ای دیگر که در مجله اختر فیزیک منتشر شد می گویند که هسو و زی مقدار
اطلاعات رمزگذاری شده در پس زمینه ریزموج را زیاد بر آورد کردند. هسو در
پاسخ می گوید « هر دو گروه قبول دارند که یک پیغام کیهانی در پس زمینه ریز
موج رمزگذاری شده است. اما بر سر مقدار حجم این اطلاعات با هم اختلاف نظر
دارند.»

      Image hosting by TinyPic




تاریخ : پنج شنبه 87/1/15 | 7:10 عصر | نویسنده : روح الامین






اختر شناسان ده تصویر را بعنوان بهترین تصاویر گرفته شده توسط تلسکوپ
فضایی هابل طی 16 سال گذشته انتخاب کردند. آنها اعتقاد دارند جهان
ما نه تنها بسیار عمیق است، بلکه بطور شگفت انگیزی زیبا است.
 

 

 

تصاویر زیر به عنوان بهترین تصاویر گرفته شده توسط تلسکوپ
هابل انتخاب شده است.

 



 

 

The Sombrero
Galaxy - 28 million light years from Earth - was voted best picture
taken


کهشان سامبررو - در فاصله 28 میلیون
سال نوری از زمین

 


by the Hubble telescope. The dimensions of the galaxy, officially called
M104, are as
spectacular as its appearance. It has 800 billion suns and is 50,000
light years across.


 

 

The Ant Nebula, a cloud of dust and gas
whose technical name is Mz3, resembles


آنت نبولا - مخلوطی از غبار کیهانی
و گاز

 


an ant when observed using ground-based telescopes. The nebula lies
within our
galaxy between 3,000 and 6,000 light years from Earth.

 

 

 

 

In third place is Nebula NGC 2392,
called Eskimo because it looks like a face


سومین بخش نبولا که اسکیمو نامیده
می شود، زیرا شبیه صورت است.

 


surrounded by a furry hood. The hood is, in fact, a ring of comet-shaped
s
flying away from a dying star. Eskimo is 5,000 light years from Earth.


 

 

At four is the Cat"s Eye Nebula

 

 

 

چشم گربه نبولا

 

 


 

 

The Hourglass Nebula, 8,000 light years
away, has a pinched-in-the-middle

 

 

 


look because the winds that shape it are weaker at the centre.


 

 

In sixth place is the Cone Nebula. The
part pictured here is 2.5 light years in
length (the equivalent of 23 million return trips to the Moon).

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

The Perfect Storm, a small region in
the Swan Nebula, 5,500 light years away,



described as "a bubbly ocean of hydrogen and small amounts of oxygen,
sulphur
and other elements".


 

 

Starry Night, so named because it
reminded astronomers of the Van Gogh painting.
It is a halo of light around a star in the Milky Way.


 

 

The glowering eyes from 114 million
light years away are the swirling cores of two
merging galaxies called NGC 2207 and IC 2163 in the distant Canis Major
constellation.

 

 


 

 
The Trifid Nebula. A "stellar nursery",
9,000 light years from here, it is where new stars are being born.



تاریخ : پنج شنبه 87/1/15 | 7:8 عصر | نویسنده : روح الامین






 

 

دانشمندان ناسا کوچکترین سیاهچاله شناخته شده را ثبت کردند

 

دانشمندان
نورانی ترین سیاهچاله را شناسایی کردند. جرم آن تنها 3.8 بار پرجرم تر از
خورشید و قطر آن تنها 24 کیلومتر است. اندازه این سیاهچاله طبق پیش بینی
های قبلی بسیار نزدیک به کمینه سیاهچاله ها است که از مرگ یک ستاره می
توانند به وجود می آیند.

 

 

 

 

 

 

کشف سیستم ستاره ای جدید

اخترشناسان
در فاصله های بسیار دور توانستند سیستم ستاره ای را شناسایی کنند که تا
کنون نظیر آن مشاهده نشده بود. این ستاره ها بسیار بهم نزدیک هستند، آنها
شکلی بادام گونه را پدید آورده اند و این احنمال وجود دارد که بتوانند
توضیحی برای ابرنواخترهای بیگانه باشند.

 

 

نگاه جدید هابل: انفجار ستاره ای در NGC2397

آخرین نگاه تلسکوپ فضایی هابل نشان دهنده تصویری با جزئیات بالا از کهکشان مارپیچی NGC2397 است. این تصویر همچنین نشان دهنده منظره ای نادر از مراحل اولیه ابرنواختری با نام SN2006bc است که در 18 مارس سال 2006 کشف گردید




تاریخ : پنج شنبه 87/1/15 | 7:6 عصر | نویسنده : روح الامین
رنگهای واقعی یا مجازی: هنر عکاسی فرازمینی
 
هنگامی
که شما به تصاویر حیرت انگیز هابل و یا مریخ نوردها نگاه می کنید، همواره
در شگفت خواهید ماند که : ایا انچه با چشمانتان می بینید واقعا وجود
دارند؟ متاسفانه جواب شما احتمالا منفی است. در برخی از حالات، مانند مریخ
نورد ها، دانشمندان تلاش می کنند انها را در "رنگهای واقعی" تنظیم می
کنند، اما اکثرا، رنگها طوری انتخاب می شوند که گویایی علمی زیادی داشته
باشند. اینجا خواهیم گفت که چگونه دانشمندان ابزار الات شگفت انگیز خود را
تنظیم می کنند و بین رنگها واقعی و کاذب تفاوت قایل می شوند.
سوال:حقیقی
یا کاذب: هنگامی که ما به تصاویر پر زرق و برق تلسکوپ فضایی هابل و یا
تصاویر پانورامای گیج کننده مریخ نوردها نگاه می کنیم، ایا این تصاویر
نشان می دهند که اگر انسان با چشمان خود به آن نظاره کند آنها را به همین صورت خواهد دید؟
 
 

True or False Color


.
جواب:
برای تلسکوپ هابل، اکثر رنگها مجازی و در مورد مریخ نوردها اکثرا واقعی
هستند. به نحوی که مریخ نوردها ترکیبی را به شکل تصاویر رنگی "حقیقی" و
"مجازی" فراهم می کنند. اما به این شکل اصطلاح "رنگ حقیقی" تاحدودی مجادله
امیز خواهد شد و در بسیاری از حوضه های مورد بحث تصاویر ماوراء زمینی
چندان دلپذیر نخواهند بود.
جیم بل دانشمند ارشد سیستم تصاویر رنگی Pancam  در پروژه اکتشافی مریخ نورد ها (MER)
می گوید:" ما واقعا سعی می کنیم از اصطلاح "رنگهای واقعی" اجتناب کنیم چرا
که هیچ کس واقعا نمی داند که "حقیقت" سطح مریخ چیست. در حقیقت بل خاطر
نشان می سازد که، مریخ هم به خوبی زمین با توجه به اینکه: هوا صاف و یا
ابری است، ارتفاع خورشید کم و زیاد می شود و یا چگونگی میزان تغییرات غبار
در جو، مدام تغییر رنگ می دهد." رنگها هر لحظه تغییر می کنند. این یک
فاکتور پویا (دینامیک) است. تلاش ما این نیست که یک مرز سختی را به عنوان
"حقیقت این است!" بوجود اوریم."
بل دوست دارد که از اصطلاح "رنگهای تقریبا واقعی" استفاده کند چون تصاویر دوربین پانورامای MER براوردی از انچه انسان اگر در مریخ بود می توانست ببیند است. همکار دیگر بل می گوید از "رنگ طبیعی" استفاده کنید.
Zolt Levay از موسسه علمی تلسکوپ فضایی، تصاویر تلسکوپ هابل را اماده می کند. برای تصاویر ارایه شده هابل، Levay اصطلاح " رنگ معرف" را پیشنهاد می کند.
او
می گوید: " رنگها در تصاویر هابل نه "واقعی " و نه " کاذب " هستند، اما
معمولا گویای فعل و انفعالات فیزیکی مرتبط با موضوع تصویرند. این روشی
برای نشان دادن مقدار زیادی از اطلاعات بدست امده در یک تصویر است."
رنگهای
واقعی تلاشی برای بازسازی دقیق رنگهای بصری هستند. از طرف دیگر، رنگهای
کاذب یک انتخاب اختیاری برای بیان برخی مشخصه ها از قبیل ترکیبات شیمیایی،
سرعت یا فاصله است. به علاوه، با توجه به تعریف، هر تصویر مادون قرمز یا
ماورا بنفش، چون این طول موجها برای انسان نامرئی هستند، باید با "رنگها
کاذب" نشان داده شوند.
 
دوربینهای هابل و MER تصاویر رنگی نمی گیرند. تصاویر رنگی هر دو فضا پیما با سوار کردن تصاویر
سیاه و سفید گرفته شده در فیلترهای رنگی مختلف تولید می شوند. برای یک
تصویر، فضا پیما معمولا سه عکس با فیلترهای قرمز، سبز و ابی می گیرد و هر
کدام از تصاویر را به زمین ارسال می کند. سپس انها بوسیله نرم افزار به
صورت یک عکس رنگی ترکیب می شوند. این عمل به صورت خودکار بوسیله
دوربینهایی که ما در زمین در اختیار داریم انجام می شود. اما دوربین
پانورامای MER، 8 و هابل تقریبا 40 فیلتر رنگی
مختلف در محدوده ماورا بنفش، طیف مرئی تا مادون قرمز دارد. این مساله به
تیم تصویری انعطاف پذیری فوق العاده ای می دهد. بر این اساس که چه
فیلترهایی بیشتر استفاده شود تصویر به "واقعیت" نزدیکتر و یا از ان دور تر
می شود.
 
 The same rock imaged in true and false color by Opportunity
.
در مورد هابل، Levay توضیح می دهد که تصاویر با کنتراست و پیچیدگی رنگی وروشنی بیشتری به منظور
تاکید بر برخی ساختارهای تصویر و یا خوش ایند تر کردن ان تنظیم می شوند.
اما هنگامی که تیم دوربین پانورامای MER می خواهد تصویری را به گونه ای که یک انسان ایستاده بر روی سطح مریخ می
بیند تولید کنند، چگونه انها رنگهای واقعی را تشخیص می دهند؟ هر دو مریخ
نورد دارای وسیله ای هستند معروف به MarsDial.
 بل
می گوید: " کار اصلی ان تنظیم هدف است. این وسیله حلقه های متمایز کننده
رنگهای سیاه و سفید با تراشه های رنگی در چهار گوشه ان دارد. ما انها را
خیلی با دقت سنجیده و از انها قبل از پرتاب عکس گرفته و بنابراین ما می
دانیم که چه رنگها و سایه روشنهایی وجود دارد."
یکی از نخستین تصاویر گرفته شده بوسیله مریخ نوردها از MarsDial بود. بل می گوید: " ما از MarsDial یک عکس گرفتیم و ان را کاملا با نرم افزارهایمان سنجیده و پرداخت کردیم.
اگر شبیه انچه که ما می دانیم از اب در می امد، انگاه در مورد توانایی مان
در نشانه گیری دوربین به هرجای دیگری اعتمادی راسخ میافتیم که پس از گرفتن
عکس و انجام عملیاتی مشابه، ان رنگها نیز واقعی خواهد بود."
هابل همچنین می تواند تصاویری با رنگهای از پیش تنظیم شده تولید کند. این "UniverseDial" ستاره های استاندارد و لامپهایی در دوربینها هستند که روشنایی و رنگهای انها به دقت اندازه گیری شده اند. . Levay می گوید:"با این وجود، ماموریت هابل تولید تصاویری با رنگهای واقعی برای
چیزهایی که در اکثر تصاویر نامعلوم هستند، نمی باشد. زیرا ما معمولا این
اجرام را در هر صورت نمی بینیم، چون بسیار کم نورند، و چشم ما واکنش
متفاوتی در برابر رنگ نورهای ضعیف نشان می دهد." اما هدف بسیار مهم هابل تولید تصاویری است که بیشترین اطلاعات علمی ممکن را بیان کند.
دوربین
پانورامای مریخ نوردها به همین خوبی عمل می کند. بل می گوید: " بنابراین
به این نتیجه رسیدیم که اینجا همه نوع ترکیبات حاوی آهن وجود دارد که
واکنشهای متفاوتی در طول موجهای مادون قرمزی که دوربین به انها حساسیت
داشت ارائه می دهند." بنابراین ما می توانیم یک تصویر پر زرق و برق و یا
به قول Andy Warhol تصاویر با رنگهای کاذب
بسازیم. بل اضافه می کند که این تصاویر برای دو منظور به کار می روند:
فراهم کردن اطلاعات علمی و به علاوه اینکه عامه مردم نیز واقعا از انها
لذت ببرند.
 
و
همچنین در هر دو مورد هابل و مریخ نوردها، رنگها به عنوان ابزاری استفاده
می شوند که یا جزئیات تصاویر را افزایش دهند و یا از طرف دیگر چیزهایی را
که با چشم انسان دیده نمی شوند اشکار سازند. بدون رنگهای کاذب، چشمهای ما
هیچگاه نخواهند دید (و ما نیز هیچگاه در نخواهیم یافت) که به عنوان مثال،
کدام گازهای یونیزه ترکیب سحابی ها را می سازند و یا چه ترکیبات آهنی بر
روی سطح مریخ وجود دارد.
 
Levay  خاطر
نشان می سازد که به دلیل وجود تفاوتهایی میان تکنولوژی فیلم و عکاسی
دیجیتال، تکنیکهای چاپ و یا حتی تفاوت تنظیم نمایش رایانه ای نمی توان
رنگها را به صورت %100 واقعی بازسازی کرد. به علاوه، درچگونگی درک رنگها
توسط افراد تفاوتهایی وجود دارد.
 
Bell اینطور نتیجه می گیرد: " انچه ما بر روی تصاویر مریخ انجام می دهیم واقعا
فقط یک تخمین است، اینها بهترین حدسیات ما با استفاده از دانش تنظیم
دوربینها بر روی اهداف است. اما من تصور می کنم اینکه اینها %100 درست
باشند، منوط به این است که به انجا رفته و حقایق را در یابیم.



پیچک